جواب - > فرض كنين يه نفر تو زندان خال داشته باشه. اون فرد خالدار بقيه زنداني ها رو ميبينه كه هيچ كس خالدار نيست ولي چون رييس زندان گفته اينجور افراد حتما وجود دارند، نتيجه ميگيره فقط خودش خالداره و همون روز اول از سالن بيرون ميرود. از طرف ديگه بقيه افراد بدون خال ميبينن يه نفر خال داره ولي خودشون نميدونن خال دارن يا نه. مثل بالا براي خودشون استدلال ميكنن كه اگه خودشون خال نداشته باشن اون فرد خالدار بايد امروز از سالن بيرون بره و اگر خودشون خال داشته باشن اون فرد ديگه امروز رو منتظر خواهد موند. اون فرد خالدار روز اول از سالن بيرون ميرود و بقيه ميفهمن كه خودشون خالدار نبودن. اين از يكي.
حالا براي دو نفر همين استدلال رو تكرار كنين. فرض كنين دو نفر تو زندان خال دارن. اوني كه خالداره ميبينه يه نفر تو زندان خال داره ولي نميدونه خودش هم خال داره يا نه. با خودش ميگه اگه من خال نداشته باشم اون فرد خالدار بايد امروز از سالن بيرون بره و اگر خال داشته باشم بايد منتظر بمونه. اون فرد ديگه هم همين جور استدلال ميكنه و هر دوشون روز اول رو كاري نميكنن و منتظر ميمونن. در نتيجه ميفهمن كه هر دو تا خالدارن و روز دوم خودشون از سالن بيرون ميرن. اما اونايي كه خال ندارن ميبينن دو نفر تو زندان خال دارن. اونا دو روز صبر ميكنن تا سرنوشت اين دو تا معلوم بشه و چون روز دوم اون دو نفر خودشون از سالن بيرون ميرن ميفهمن كه خودشون خال نداشتن.
به همين ترتيب ميتونين براي سه نفر و چهار نفر و ... تكرار كنين استدلال رو. در نتيجه اگه n نفر خالدار باشن تا روز n-1 ام صبر ميكنن و بقيه كه خال ندارن تا روز n ام. روز n ام افراد خالدار دسته جمعي از سالن بيرون ميرن و از اينجا بقيه ميفهمن كه خودشون خال ندارن. يعني تا صبح روز n+1 فرد خالداري تو زندان وجود نخواهد داشت.